تبليغاتX
# وبلاگ شیشه ای #

# وبلاگ شیشه ای #

یا ذالمنَ و البیان

نامه محسن مخملباف در حمایت از نامزد انتخابات مورد تاییدش

محسن مخملباف، کارگردان نام آشنای کشورمان که فیلم‌هایش هنوز هم خاطرات و افتخارات بسیاری را برای ما زنده می‌کند در یادداشتی که در اختیار یاری قرار گرفت حمایت خود را ازمیرحسین موسوی اعلام کرد و به روایت افکار و اندیشه‌های میرحسین موسوی پرداخت.

متن کامل این یادداشت با عنوان«صفر و صد یا کمی بهتر؟» بدین شرح است:

1.یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.

در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."

من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.

2.منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.

آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.

در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.

آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.

من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.

3.می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد.

3.سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.

در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.

4.برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.

کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...

5.بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.

از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.

موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.

از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.

[...]
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.

او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.

6..بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. [...]

درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود.

7.در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.

اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.

اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند[...] این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟

فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام ، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.

8.می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد ،در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم ، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟

مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.

وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.

چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟

آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.

انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.

از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیده‌اید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟

برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.

مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟

9.نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم ، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.

متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است ، مردم به اوباما رای می دهند ، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.

در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.

بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.

وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.

برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.

این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.

در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.

مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است ، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
منبع: یاری نیوز
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط cia30  | 

رای ندادن !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط cia30  | 

تجمع معترضین به فعالیت های تبلیغاتی صداوسیما به نفع احمدی نژاد

عکسی از تجمع دیروز

حدود ۱۰۰ نفر از دانشجویان و جوانان حامی میرحسین موسوی که در اعتراض به رویکرد جانبدارانه صدا و سیما با هدف ملاقات با رییس این سازمان، در مقابل مسجد بلال جمع شده بودند، با گفت گو با نماینده عزت الله ضرغامی برای نشان دادن حسن نیت ، با صدور بیانیه‌ای به اعتراض خود پایان دادند.
به گزارش کلمه، به نقل از هاتف، تجمع اعتراض آميز ابتدا در مقابل مسجد بلال صدا و سیما آغاز شد که با طولانی شدن انتظار تجمع‌کنندگان برای گفتگو با مسؤولان صدا و سیما، در نهایت به مقابل در اصلی جام جم تغییر یافت.
متعاقب آن، جعفری، مدیرکل حوزه ریاست و مشاور عزت‌الله ضرغامی پس از حدود ۳ ساعت از شروع این تجمع، با حضور در جمع متحصنین به گفتگو با آن‌ها پرداخت.
در این تجمع، ابتدا سعید الله بداشتی، دبیر ستاد یاران میرحسین موسوی (هاتف) با تشکر از حسن برخورد نیروی انتظامی مستقر در سازمان، با بیان این که جمع حاضر از اعضای شناخته شده و شناسنامه دار سال های اخیر هستند که دغدغه حفظ نظام دارند گفت: امید آن بود که با تغییر مدیریت صداوسیما، چندصدایی در این رسانه حاکم شود ولی متاسفانه شاهد هستیم که نه تنها این رویکرد دنبال نشد، بلکه رسانه ملی از پوشش انتقادات مراجع معظم تقلید از دولت نهم هم کوتاهی می کند.
مهدی درویش یکی از اعضای شورای مرکزی ستاد ياران ميرحسين(هاتف) نیز گفت: در فضایی که تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی داده نمی شود، باید فضای مساوی به تمام فعالین سیاسی داده شود در حالی که صدا و سیما به ستاد تبلیغاتی دولت تبدیل شده است که مفهوم دیگر آن این است که صداوسیما سرنوشت انتخابات را تعیین می کند.
یکی دیگر از معترضین نیز گفت: رویکردهای جناحی و تبلیغاتی صدا و سیما مردم را به سمت رسانه های بیگانه هدایت می کند.
برخی دیگر از معترضین، به صورت مستند به نحوه اطلاع‌رسانی و جهت‌گیری سیاسی صدا و سیما در زمینه انتخابات اعتراض کردند. پی‌گیری خط تخریبی علیه نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری و نیز حمایت بی‌شائبه صدا و سیما از عملکرد دولت نهم، عدم پوشش خبری انتقادات چهره‌های سیاسی کشور و حتی مراجع تقلید به عملکرد دولت و نیز سانسور بی‌سابقه مخالفت رهبر انقلاب با الحاق سازمان حج به گردشگری از مهم‌ترین محورهای اعتراض‌های تجمع‌کنندگان به صدا و سیما بود.
جعفری، مدیرکل حوزه ریاست صدا و سیما، پس از استماع این اعتراض‌ها، با بیان این که مطالبات جدی است و او تنها می‌تواند به انتقال این مسائل به ضرغامی کمک کند، تجمع حامیام جوان موسوی را نشان از بلوغ سیاسی این جمع دانست و گفت که صدا و سیما از این‌گونه اعتراض‌ها و تجمعات که به شکل مدنی برگزار می‌شود، استقبال می‌کند.
وی در ادامه خاطر نشان کرد که حضور پررنگ احمدی‌نژاد در برنامه‌های صدا و سیما ربطی به جهت‌گیری این رسانه ندارد و به خاطر پرکار بودن ذاتی دولت نهم نسبت به دولت‌های قبل است!
وی همچنین به صورت تلویحی خبر از آن داد که تا زمانی که ستاد انتخابات کشور به رسانه ملی ابلاغ نکند، صدا و سیما مجبور است که به پوشش اخبار مربوط به دولت به نحوه قبلی ادامه دهد.
پس از این سخنان، تجمع‌کنندگان با اعلام این‌که در روزهای آینده منتظر تغییر رویکرد صدا و سیما خواهند ماند، هشدار دادند که در صورت ادامه روند فعلی به شکل گسترده‌تری به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
در پایان این اعتراض مدنی و آرام، تجمع کنندگان نماز ظهر را در مسجد بلال اقامه کردند.
متن بیانیه ستاد یاران میرحسین موسوی، هاتف که در این تجمع اعتراض آمیز که در حضور مدیرکل دفتر رییس سازمان صداو سیما قرائت شد، در پی می آید.
بسم الله الرحمن الرحیم
رادیو و تلویزیون موظفند اخباری را نقل کنند که صد در صد صحت آن ثابت می باشد و برای اضطراب و تشویش اذهان اخبار غیر موثق را نقل ننمایند . امام خمینی (ره)
جناب آقای مهندس سید عزت الله ضرغامی
ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
با سلام
حضرتعالی بیش از هرشخص دیگری مستحضر هستید که کشور در چه شرایط بغرنج و خطرناکی به سر
می برد و نیک می دانید که تنها راه برون رفت از این وضعیت چالش برانگیز، مشارکت حداکثری تمام آحاد مردم در انتخابات پیش رو است.
در حالی که تنها ۳۸ روز تا زمان برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، متاسفانه رویکرد تبلیغاتی رسانه ی ملی، این شائبه را به شدت تقویت می کند که صداو سیما برخلاف انتظارات ، به دنبال مشارکت حداقلی است .
مشارکت حداقلی نه تنها زمینه ساز احقاق حقوق تمام مردم نیست، بلکه بسترساز افزایش تهدیدات خارجی نیز می باشد .
جناب آقای ضرغامی!
انتظار از شما و مجموعه رسانه ی ملی این است، که از تمام امکانات و ظرفیت های موجود برای تحقق خواست امام راحل (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری استفاده کنید .
در مدت زمان اندک باقی مانده تا انتخابات، شاهد رویکرد جانب دارانه و یک سویه رسانه ی ملی در پوشش اخبار دولت نهم هستیم. این رویکرد نتیجه ای ندارد جز از بین بردن حس اعتماد مردم به رسانه ملی !
تنها عایدی رسانه ملی در این گذر فقط و فقط رضایت و خشنودی جریان اقتدارگرا است که در دراز مدت گریبان مجموعه تحت امر شما را نیز خواهد گرفت و دلسردی توده مردم را نسبت به تماشای رسانه ملی رقم خواهد زد که در پی آن مخاطبان را به سوی رسانه های بیگانه هدایت می کند .
اکنون نیز با توجه به موارد فوق و هشدار نسبت به روند در پیش گرفته شده در صدا و سیما که همچنان شائبه بی اثر کردن رای مردم و خواست آنان را تقویت می کند ، پیشنهاداتی چند را معروض می داریم :
۱- پخش برنامه های انتخاباتی در زمان پر بیننده و پر شنونده رسانه و به منظور ایجاد شور و هیجان انتخاباتی در بین مردم صورت پذیرد.
۲- رویکرد “مشارکت محور ” به این معنا که در برنامه ها و بخش های خبری پیام مشارکت حداکثری مردم و تلاش برای حضور موثردر انتخابات مد نظر قرار گیرد .
۳- به جای تخریب و گزارش اخبار مشوه و مطالبی که شائبه تفرقه افکنی درباره شان وجود دارد، مواضع رسمی کاندیداها منتشر شود تا همگان از مواضع واقعی و اصلی ایشان مطلع شوند.
۴- امکان بررسی و ارزیابی دقیق مواضع نامزدها و هواداران ایشان از طریق جلسات مناظره و میزگردهای کارشناسی با حضور نمایندگان آنها از هم اکنون فراهم آید.

منبع : http://kalemeh.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط cia30  | 

احمدی نژاد گریه می کند !

فیلم تبلیغاتی احمدی‌نژاد ویژه انتخابات ریاست جمهوری دهم توسط نادر طالب زاده کارگردان ایرانی متولد امریکا ساخته و آماده پخش شده است.



به گزارش آفتاب، روزنامه اعتماد در شماره روز دوشنبه خود با انتشار این خبر افزوده است:‌ «احمدی‌نژاد در این فیلم روبه روی دوربین نشسته و به طرح برخی گلایه‌ها پرداخته و گریه می‌کند. در این فیلم احمدی‌نژاد بار دیگر خطاب به مردم می‌گوید؛ اگر به من رای دهید باندهای قدرت و فساد را افشا خواهم کرد چرا که دیگر به مراحل پایانی شناسایی و افشای این باندها رسیده‌ایم».

این گزارش می‌افزاید، براساس شنیده‌ها رئیس جمهور فعلی دلیل اصلی برآورده نشدن بعضی از برنامه‌ها و شعارهایش را باندهای ثروت و قدرت و علت حجم عظیم مخالفت‌ها با دولتش را هم مقابله دولت نهم با باندهای مافیایی اعلام می‌کند. این فیلم قرار است در مهلت قانونی تبلیغات انتخاباتی از طریق تلویزیون پخش و در سراسر کشور توزیع شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط cia30  | 

بدون شرح !

اخراجیهای دولت مهر !
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط cia30  | 

حمایت فرزند امام از میر حسین موسوی

 
وي خطاب به ميرحسين موسوي گفت: جنابعالي را مقلد واقعی حضرت امام‌(ره) مي‌دانيم و يادمان نمي‌رود که در محاصره اقتصادي دوران جنگ تحميلي معيشت مردم را خوب اداره کرديد و توانستيد کارنامه‌اي موفق از خود ارائه کنيد.
دبیر کل و اعضای شورای مرکزی جمعيت زنان جمهوری اسلامی با حضور در فرهنگستان هنر با مهندس ميرحسين موسوي ديدار کردند.

به گزارش خبرنگار «کلمه» در ابتداي اين ديدار موسوي با تشکر از حضور اعضاي جمعيت در فرهنگستان هنر گفت: جمعيت زنان يکي از نهادهايي است که از سابقه طولاني برخوردار است.
وي با اشاره به انتخابات پيشروي رياست‌جمهوري تصريح کرد: صرف‌نظر از نتيجه اين انتخابات بحث و تبادل نظر در خصوص ديدگاه‌هاي مطرح در مورد خانم‌ها موجب خير و برکت است.
پس از صحبت‌هاي موسوي، زهرا مصطفوي دبیر کل جمعيت زنان جمهوری اسلامی با تاکيد بر اينکه سابقه نخست‌وزيري موسوي از ياد رفتني نيست، خاطر نشان کرد: شما را حقيقتا نخست‌وزير موفق دوران جنگ مي‌دانيم.
وي خطاب به ميرحسين موسوي گفت: جنابعالي را مقلد واقعی حضرت امام‌(ره) مي‌دانيم و يادمان نمي‌رود که در محاصره اقتصادي دوران جنگ تحميلي معيشت مردم را خوب اداره کرديد و توانستيد کارنامه‌اي موفق از خود ارائه کنيد.
فرزند امام خمینی(ره) با بيان اينکه شما را پايبند اصول و اساس انقلاب مي‌دانيم، اظهار داشت: بعد از جلسات مفصل به اين نتيجه رسيديم که در انتخابات از شما حمايت کنيم.
 وی تصريح کرد: مباني شما مباني انقلاب است يعني در حقيقت همه وجود شما برگرفته از وجود حضرت امام‌(ره) است.
به گفته مصطفوي قشر جوان و کمتر از 40 سال شناخت خوبي از جنابعالي ندارد، اظهار داشت: اميدواريم از طريق سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي تلويزيوني مردم بيشتر با افکارتان آشنا شوند.
دبیر کل جمعيت زنان، اصول‌گرايي و اصلاح‌طلبي را از دامنه‌ی وسيعي برخوردار دانست و تصريح کرد: به طور مثال آقاي کروبي در مجلس ششم که برخی افراطيون مسائل مختلفي را مطرح مي‌کردند، آقاي کروبي از اصول خود کنار نرفت و پاي اعتقاد خود ايستاد که اين موضوع نقطه قوت وي است. بنابراين ما نيز اين نقاط قوت را از ياد نمي‌بريم.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط cia30  | 

بدون شرح !

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط cia30  | 

۱۰ سخن برگزیده از مهندس میرحسین موسوی

 

میرحسین محبوب

۱ - مردم ما نه اینکه نخواهند روحانیت از نظام و دولت حمایت کند، بلکه این حمایت را در گرو آن می‌دانند که روحانیت مستقل باشد و تحت تاثیر قرار نگیرد...

 

۲ - نمی‌توانیم راجع به عزت مردم غزه و حزب‌الله لبنان صحبت کنیم و درباره عزت مردم خودمان صحبت نکنیم...


 

3 - مردم دوست ندارند به مقدسات آنها توهین شود و دوست دارند که همه نیز این قداست را پاس بدارند ولی در عین حال مردم راضی نیستند که به هر بهانه‌ای کتابی توقیف شود یا روزنامه‌ای بسته شود


 

4 - نخست وزیر دوران دفاع مقدس: شرایط جنگ قطعا با شرایط غیر جنگ متفاوت است و خیلی ابتدایی است که فکر کنیم که هرچه در زمان جنگ به کار گرفته می‌شد در شرایط غیر جنگ هم می‌تواند به کار گرفته شود.


 

5 - در مسائل جهانی چانه زنی اهمیت دارد. اما کسی می‌تواند چانه‌زنی کند که قدرت داشته باشد و برای همین باید قدرت منطقه ای کشور را در جهان اسلام و در سطح جهان بالاتر ببریم. قاعدتا بخشی از آن از طریق نیروی نظامی‌ است و بخشی نیز از طریق پیشرفت‌های اقتصادی و سیاسی و تکنولوژیک. البته باید توجه داشت که بخشی از این قدرت از طریق یافتن دوستان و متحدان مناسب در سطح جهان تحقق می‌پذیرد و این محل سوال است که ما چرا نمی‌توانیم در سطح منطقه و جهان اسلام جز اندکی دوستان دائم داشته باشیم که بتوانیم با دست پر با رقبا و کسانی که با ما وضعیت خصمانه ای دارند روبرو شویم. پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی نباید با ماجراجویی و حادثه جویی در سطح جهان مخلوط شود. این دو موضوع با یکدیگر تفاوت دارد. پایبندی به این اصول با ایجاد حادثه‌های غیر لازم واقعا سازگاری ندارد.


 

6 - خدای نکرده اگر کارد به استخوان اقشار مستضعف برسد ممکن است زمینه برای استفاده از راه حل‌های خشن فراهم شود. لازم است توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی در کنار یکدیگر مطرح شود و این همان چیزی است که ما به آن اعتقاد داشته‌ایم....


 

7 - ما مدیری داشتیم که ظرفیت پتروشیمی کشور را از حدود 2 میلیون تن به آستانه 36 میلیون تن پیش برد و ما بی‌مهابا و بدون جهت در اوج خلاقیت او را کنار زدیم. بنده لحظه‌ای به ذهنم خطور نمی‌کند این فرد نوعی با تغییر دولت از آقای هاشمی به آقای خاتمی و از آقای خاتمی به دولت بعدی لحظه‌ای درنگ در اهدافی که دنبال می‌کرد به وجود آورده باشد. مگر آنکه دلایل روشنی داشته باشیم که دیگر این فرد از کار افتاده شده است و در آن شرایط هم او باید مثل یک قهرمان از صحنه بیرون برود و نه کسی که دیگر به او احتیاجی نیست.


 

8 - واردات وسیع مشکلات مختلفی به دنبال دارد. این مسئله همیشه الگوی مصرف ما را در کشور دگرگون کرده است و در زمانی که لازم بوده صرفه‌جویی کنیم، به سمت اسراف و ریخت و پاش منابع کمیاب خود رفته‌ایم....


 

9 - این از برکات استقلال ما است که می‌توانیم در عرصه‌هایی فعالیت کنیم که دائما از آنها منع شده‌ایم. یک بار باید بایستیم و از این مرز بگذریم. طبیعتا پرداختن به این تکنولوژی‌ها باید صلح‌آمیز، بدون ماجراجویی در سیاست خارجی و بدون جنجال‌آفرینی باشد و به عنوان یک سرمایه به آن نگاه کنیم....


 

10 - یک وقت اصول‌گرایی نوعی تعبیر می‌شود که ارتباط وسیع با اصلاح‌طلبی دارد و یک وقت نیز چهره‌ای کلیشه‌ای، مخالف و در حال جنگ را شاهد هستیم و اصلاح‌طلبی هم همین طور است. وقتی چنین نگاهی حاکم شود هم اصول‌گرایی از معنای واقعی خود تهی می‌شود و هم اصلاح‌طلبی نقش خود را از دست می‌دهد و دست مایه‌ای برای جاه طلبی‌ها و مبارزات خالی قرار می‌گیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط cia30  |